پارتنر - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 11:21
یه چند روز بود هی مخ زهرارو میخوردم میگفتم بسه دیگه یه سال و نیم تنهایی من دوست پسر میخوامم:))) بعدش یکم فکر کردم دیدم اول باید به اون چیزایی که میخوام برسم اون شخصیتی که میخوامو بسازم بعدا یکی دیگرو بیارم تو زندگیم!اون بنده خدا چه گناهیی کرده که پا به پام این روزارو تحمل کنه!
علیه تفسیر - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 11:21
دارم یه کتاب میخونم اسمش علیه تفسیره .خیلی خفنه!بعد توش یه سری از نوشته های شخصی نویسنده های بزرگو بررسی می کنه که بعد مرگشون چاپ شدن.داشتم فکر میکردم اگه یه روزی نویسنده ی بزرگی شدمو مردم تنها جایی ک
تابستان خود را چگونه می گذرانید - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 11:21
تابستون خیلی پر باریه!ورزش میکنم هرروز،زبان تمرین میکنم،فرانسرو شروع کردم!میخوام از امروز نوشتنم شروع کنم و یکمم باید به بیزنس فکر کنم.با یه پسری آشنا شدم که خب تا اینجا که خیلی خوب بوده!یعنی انگار ورژن پسر منه!حتی از ورژن پسرمم بهتره! دلم میخواد زودتر برم اصفهان ببینمش:(
همم.. - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 11:21
خیلی حالم خوب نیست!از تاریخی که توش به دنیا اومدم متنفرم ازین که بهترین روزای جوونیم خورده به دیوونه ترین رییس جمهور دنیا که ره به ره تحریممون میکنه و حالا دوربینی که دو سال پیش میشد با سه تومن خرید ا
خلسه - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 11:21
یه حال عجیبیه انگار خوابم انگار از همه از خودم خیلی دور شدم
رفت واسه چاپ - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 4:40
عکسای نوستالژیو گرفتم واسه نمایشگاه و رفت واسه چاپ!میترسم به خاطر صورت نویسی و چادر فکر کنن از شیرین نشاط کپی کردم!ولی من کلا کار و هدفم با شیرین نشاط فرق میکرد کلا سعی کردم مهر خودمو بزنم روش!خدا کنه
خب چه خبرر - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 4:40
دلم واسه ی خیلی چیزای ساده ای که فکر نمی کردم یه روزی انقد دور بشن که خاطره شن تنگ شده!
بعد از اندی(نه کوروس هار هار هار:/) - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 4:40
امروز بعد از اندییی وقت کلی با جواد و نگین و نگار خندیدیم!نمی دونم از وقتی که جواد و نگار رفتن تو رابطه و اتفاقای قبلش خیلی نمی تونستم هضم کنم همه چیو!ولی خب دیگه قبولش کردم و دارم دوباره از جمع چهارت
علافی - تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 4:40
اومدیم گالریو تمیز کنیم واسه فردا و الان کارمون تموم شده و بیکاریم منتظریم آقا رضا عکسارو بگیره نصب کنیم!این تایم پرتیو میتونستم کارای مبانیمو انجام بدم
سلام!من رهام چند روزه که پاکم:)) - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
از تقریبا چهارروز پیش اینستا نرفتم و خیلی خوشحالم کلی فاز و انرژی مثبت به زندگیم طزریق شده!و اینکه دو روزه با وجود اصرار بچه ها و فلان هیچ چیز بد و مضری نخوردم تنها خوراکی مصنوعی که امروز خوردم یه پاک
خلاصه که! - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
عصری خوابیدم خیلی خوابه بدی بود بعد تو خواب که از خواب بیدار میشدم باز تو خواب بودم!یه لحظه هم حس کردم مردم...عجیب بود!
در به در مدل! - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
وقتای دیگه هی ر به ر میان میگن رها بیا ازمون عکس بگیرو فلان الان که مدل لازمم هیچکی نی!آخر مجبور میشم خودم از خودم بگیرم سلف پرترش کنم خیلیم خفن میشه اصلنشم:|
درجا - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
دیروز رفتم تو وبلاگ ساترا با اینکه میدونم دیلیت شده باز میرم ولی این سری دیدم آدرس وبلاگشو یکی برداشته و یه وبلاگ جدید زده!چقد بی ربط بود به وبلاگ ساترا...چقد اونجا هممون خاطره داشتیم!خوشحالم که آدرس
گرمابه! - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
امروز با نگار و نگین رفتیم از یه حموم عمومی عکس گرفتیم!خییییلی خفن بوود...یه نور باحالی از سقف تابیده بود داخل یه تاریک روشن خوشگلی که نگم بررراتون!لنگایی که آویزون شده بوود..کاشیا.رو یکی از کمدا عکس باران کوثری بود:))) بعد دیگه یه تیکش یه حوض آبی داشت...ازین سبدا که توش نوشابه شیشه ای میذارن توش بو...
وندرفول - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
با اینکه فقط یه هفتس رژیممو سفت و سخت گرفتم ولی واقعا حس می کنم سایزم کم شده امروز پروژه عکاسی بیست و چهارساعته که اخر شب یا فردا تو یه پست کامل توضیح میدم چیه!از ساعت چهار و نیم صبح رفتیم عکاسی که تو اون پسته راجع به اونم میگم!امروز فقط هر دو دقیقه یه بار میگفتم ای لعنت بهت پژمان!اگه بودی الان دوتا...
ک ل ا ف ه - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
عکسامو گرفتم منتظرم استاد تایید کنه.درسم خوندم هیچ مشکل دیگه ایم ندارم ولی نمی دونم چرا حالم بده :| به شدت دلم میخواد دوباره عاشق شم دوباره دوست داشته باشم و دوست داشته بشم (چه فعلی) !!!واقعا نمی دونم وسط امتحانا این چه دغدغه ایه الان اومده سراغم...
خ ر ا ب ی - تاریخ: 1398/3/11 ساعت: 16:20
دیشب اومدم بگیرم بخوابم اینستامو قبلش چک کردم استوریای علیرضا رو باز کردم دیدم اکیپی عکس گرفتن پژمااانم دوستتت دخترشو بغللل کرررردددددده خنننندااان !!وااااای یعنی هنگگگ کردددم!هههههههیچ وقت هیییچ وقت
لکچر - تاریخ: 1398/1/9 ساعت: 18:21
امروز لکچر دادم واسه اولین بار واسه یه جمعی انگلیسی حرف زدم استاد سه از دو نمره بهم داد و گفت تو یه اسپیکر خیلی خوبی هستی.موضوعش فمنیست بود!موضوعشو فقط نوشتم که چون چند سال دیگه خوندم این پستو یادم باشه راجع به چ بود!در کل خیلی حس خوبی بود دیگه سمیه گفت اون روزیو میبینم که واسه جایزه ی نوبل رفتی و د...
خوش به حال روزگار - تاریخ: 1398/1/9 ساعت: 18:21
حس می کنم قراره یه عالمه اتفاق جذاب تو زندگیم بیفته یه نور زیادی داره میتابه به قلبم ...
سرما خوردگی خر است - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:46
باز دوباره سرما خوردم !جدا از سرما خوردگی ترم خوبی داریم هیچ درسی نیست که مثل ترسیم فنی بخوام روش بالا بیارم استادامم خوبن فقط فقط فیزیک عکاسیمم اگه اوکی شه و شورا قبول کنه که وردارم دیگه همه چی عالی میشه...